به جُستجوی توبر درگاهِ کوه میگریم،در آستانهی دریا و علف.به جُستجوی تودر معبرِ بادها میگریمدر چارراهِ فصول،در چارچوبِ شکستهی پنجرهییکه آسمانِ ابرآلوده راقابی کهنه میگیرد.به انتظارِ تصویرِ تواین دفترِ خالیتا چندتا چندورق خواهد خورد؟جریانِ باد را پذیرفتنو عشق راکه خواهرِ مرگ است. ــو جاودانگیرازش رابا تو در میان نهاد.پس به هیأتِ گنجی درآمدی:بایسته و آزانگیزگنجی از آندستکه تملکِ خاک را و دیاران رااز اینساندلپذیر کرده است!نامت سپیدهدمیست که بر پیشانیِ آسمان میگذردــ متبرک باد نامِ تو! ــو ما همچناندوره میکنیمشب را و روز راهنوز را…#احمد_شاملو + شریف با من گوش کن
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین ۱۴۰۲ساعت توسط ...::: افشین :::...
|
برچسب:
نویسنده: رها صالحی